ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

204

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

نمىكنيم و از ما جز نيكى و مسالمت نخواهى ديد . » با او همراهى كردند تا به شهر فسا رسيد و از سپاهيان او نيز عده‌اى كه گريخته بودند به وى پيوستند . صاحب كرمان هم اسيران را رها ساخت و روانه كرد . اين واقعه در شوال سال 508 هجرى قمرى روى داد . در حينى كه جاولى كار خود را سرو سامان ميداد تا بار ديگر به - كرمان بازگردد و انتقام بگيرد ، ملك جغرى ، پسر سلطان محمد ، فوت كرد . درين وقت او پنج ساله بود . وفات ملك جغرى كه در ماه ذى الحجه سال 509 هجرى قمرى اتفاق افتاد پشت جاولى را شكست و او را دلسرد كرد . فرمانرواى كرمان رسولى به خدمت سلطان محمد - كه آن زمان در بغداد اقامت داشت - فرستاد و ازو درخواست كرد كه جاولى را از حمله به كرمان منع فرمايد . سلطان محمد پاسخ داد كه از راضى كردن جاولى و تسليم فرج به او چاره‌اى نيست . رسولى كه به خدمت سلطان محمد رفته بود ، در ماه ربيع الاول سال 510 هجرى قمرى به كرمان بازگشت . در همان اوقات جاولى از دنيا رفت و كسانى كه از سخطش بيم داشتند ، آسوده شدند . وقتى اين خبر به گوش سلطان محمد رسيد از بغداد به اصفهان برگشت زيرا ميترسيد كه فرمانرواى كرمان بر فارس دست يابد .